حضرت رقیه . دختر امام حسین (ع)

 

این روزها تمامی افراد جامعه  چه زن و چه مرد ،‌ جوان و نوجوان همگی بر این شده اند كه اندام خود را متناسب نگه دارند و این امری كه به وقوع پیوسته می تواند بسیار مفید باشد ولی متاسفانه برخی ناآگاهانه دست به كارهایی می زنند كه برای آنها زیان آور است از جمله رژیم آب و یا غیره كه درباره ی معایب این رژیم ها در زیر توضیح خواهم داد.

به یاد داشته باشید اندام متناسب داشتن به معنای بدنی لاغر داشتن نیست بلكه به داشتن درصد متناسبی از عضله و چربی می باشد.

رژیم های شدیدی همچون رژیم آب و غیره نه اینكه چربی های اضافه ی شما را كم نمی كند بلكه تنها باعث تحلیل عضلانی ( آتروفی ) شما می شود و پس از مدتی ضعف عمومی شما را دربر خواهد داشت و باز تاكیید می كنم چربی های اضافه ای كه در بدن شما انباشته شده  و برای شما مضر است هیچ تعغییری نمی كند و باقی خواهد ماند.

 

حال ممكن است بپرسید پس چرا با اینكه چربی ها از بین نمی روند از وزن  كاسته میشود ؟

بله حق با شماست از وزن شما كاسته می شود و اكنون علت آن را برای شما توضیح می دهم اصطلاحا می گویند بدن انسان بسیار ترسو و موزی است با خواندن مطالب زیر جمله ی ذكرشده برای شما روشن خواهد شد. 

به محض اینكه شما رژیم می گیرد بدن شما متوجه كم شدن مواد غذایی رسیده شده به بدن می شود پس می ترسد از بی غذایی بمیرد در نتیجه دست به اقدام جالبی می زند.

بدن اندك غذایی را كه می خورید سریعا به چربی و مشتقات آن تبدیل كرده و در بدن برای روز مبادا ذخیره می كند و برای بدست آوردن انرژی مورد نیاز از عضلات می كاهد یعنی از حجم عضلانی شما كم و بر حجم چربی بدن شما افزوده می شئد و چون جرم عضله از جرم چربی بیشتر است وزن شما به سرعت كاسته می شود و شما از این امر خوشنود.

اما خوشنودی شما طولی نخواهد كشید زیرا به زودی ضعف بدنی به سراغ شما خواهد آمد و از عوارض آن بی حوصلگی سرگیجه زود عصبانی شدن غش كردن و غیره می باشد و شما مجبور به خوردن بیشتر و جایگزینی انرژی از دست رفته هستید و نه اینكه شما به وزن قبلی خود می رسید یلكه چربی ذخیره شده نیز باعث می شود از وزن قبلی خود نیز بیشتر شوید.

 

پس برای كاهش وزن چه كار باید بكنیم  كه هم دارای عضلات قوی باشیم و هم از چربی های اضافی بدن كاسته شود ؟

متاسفانه برای رسیدن به این مقصود باید وقت زیادی را صرف كنیم و به یاد داشته باشید كه این چربی هایی كه در بدن شما انباشته شده در عرض یك روز و دو روز نبوده و ماه ها و سال ها طول كشیده تا به این مقدار رسیده پس حالا باید بیشتر از این زمان را برای سوزاندن آنها صرف كنید پس بزرگترین كاری كه باید بكنید حوصله است. 

رفتن به پیش یك متخصص علوم ورزشی یا پزشك متخصص كه متعهد به كار و وجدان خود باشد چون وضعیت بدنی شما را می بیند خیلی بهتر و علمی تر می تواند به شما كمك كند ولی متاسفانه برخی از از این اساتید بنده به خاطر مسائل مالی و راضی نگه داشتن مراجعه كنندگانشان به آنها رژیم هایی می دهند كه زود آنها را به مقصود خود برسانند كه این رژیم ها مربوط به همان دسته ای می شوند كه برای بدن مضر خواهد بود پس برای رفتن به نزد دكتر یا متخصص علوم ورزشی با وسواس بیشتری شخص مورد نظر خود را انتخاب كنید. 

هنگامی كه شروع به فعالیت ورزشی می كنید بعد از ۱۰ دقیقه بدن شروع به سوختن قند  و بعد از ۱۵ دقیقه شروع به سوختن چربی ها می كند به یاد داشته باشید كه این این اعداد به صورت میانگین است و بنا به شرایط بدنی ، فرد به فرد متفاوت است برای مثال پیاده روی سریع دویدن آرام دوچرخه سواری و شنا بسیار برای این منظور مفید است .

البته به یاد داشته باشید مدت زمان فعالیتی را كه می خواهید انجام دهید باید بنا به آمادگی جسمانی خود انتخاب كنید یعنی اگر بدن چاق و غیر آماده ای دارید باید با راه رفتن سریع آغاز كنید نه اینكه از روز اول ۲۰ دقیقه بدوید كه متقابلا این حركت نیز صدمه ی زیادی به بافت های اسكلتی عضلانی و حتی قلبی تنفسی شما خواهد زد .

فعالیت های هوازی مثل پویاورزی ( ایروبیك ) نیز بسیار مفید است علاوه بر این كه در داشتن بدنی متناسب به شما كمك بزرگی خواهد كرد در روحیه شما نیز تاثییر دارد و بسیار نشاط آور است

توصیه می شود برای انتخاب زمان و ساعت این فعالیت ها ( پویا ورزی و نظیر آن ) یك روز در میان و در یك ساعت معین مثلا ۱۰ صبح یا هر ساعت دیگری و مدت زمان انجام این فعالیت ها را بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه در نظر بگیرید البته دویدن یا راه رفتن سریع به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه و هر روز هم از نظر كاهش وزن هم از نظر سلامت قلبی تنفسی برای شما می تواند بسیار مفید باشد و باز هم تاكید می كنم برای انتخاب مدت زمان فعالیت حتما باید شرایط بدنی خود را در نظر بگیرید و نباید به بدن خود زیادتر از حد توانش فشار بیاورید زیرا شما ورزشكار حرفه ای نیستید و بدن شما كشش این فشار را ندارد.

 

 اكنون كمی هم به رژیم غذایی اشاره میكنیم

 بهترین كار این است كه مقدار كالری را كه در روز به خاطر انجام فعالیت های روزانه مصرف می كنید و مقابل آن كالری موجود در غذایی كه می خورید را محاصبه كنید سپس غذایی را كه می خورید طوری تعیین كنید كه از كالری كه در روز مصرف می كنید كمتر باشد.

این امر سبب می شود كه بدن  مقدار كالری را كه باقی می مانداز چربی های ذخیره شده بردارد این بار چون خود عضلات در حال فعالیت هستند و مقدار كمی از مواد غذایی وارد شده به بدن كاسته شده از حجم عضلات شما نه تنها كاسته نمی شود بلكه بر حجم آنها افزوده ( هایپرتروفی ) و از حجم چربی های بدن شما كاسته می شود.

ولی متاسفانه از آنجایی كه همواره كارهای صحیح و اصولی زمانگیر است محاسبه ی این كالری ها هم كمی دشوار و زمانگیر است ولی اینكار بهترین روش برای كم كردن وزن از راه رژیم غذایی است البته اینكار هم بدون انجام فعالیت ورزشی بی ثمر خواهد بود.

 

نوع دیگری از رژیم غذایی نیز توصیه می شود و كارایی روش قبلی را ندارد ولی راحت تر است و زیان چندانی هم ندارد.

از صبح كه شروع به خوردن صبحانه  می كنید هیچ تغییری در حجم غذای خود ندهید و مانند قبل صبحانه میان وعده و ناهار خود را مانند همیشه  میل فرمایید ولی بعد از ساعت ۱۷ یا ۱۸ دیگر چیزی نخورید البته خوردن میوه هایی كه در آنها مواد قندی وجود ندارد مانند سیب خیارپرتقال نارنگی و غیره ایرادی ندارد به یاد داشته باشید كه نباید جبران اینكه شب چیزی نمی خورید را در وعده های دیگر بگنجانید حجم وعده های دیگر شما به هیچ وجه نباید تغییر كند.

این روش هم مانند روش قبل بدون ورزش ثمری نخواهد داشت و در ضمن روش قبل از دقت بسیار بالاتری برخوردار است .

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

مردی به جنید گفت : چه کنم تا بتوانیم به نا محرم نگاه نکنم .

جنید گفت : این نکته را به یاد داشته باش که پیش از آن که چشم تو به نا محرم بیفتد چشم دیگری مراقب توست .

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 در کتاب جامع الاخبار نقل کرده مردی نزد امیر مومنان آمده و گفت:

از هفتاد فرسنگ دور بدین جا آمده ام تا هفت سئوال از شما بپرسم .

1-            چه چیز از آسمان بزرگتر است ؟

2-           چه چیز از زمین پهناورتر است ؟

3-         جه چیز از کودک یتیم ناتوان تر است ؟ 

4-            چه چیز از آتش با حرارت تر است ؟

5-           چه چیز از زمهریر سر د تر است ؟

6-          چه چیز از دریا بی نیاز تر است ؟

7-         چه چیز از سنگ سخت ار است ؟

علی (ع) فرمود:

تهمت به ناحق از آسمان عظیم تر است

حق گوئی ، از زمین وسیع تر است

سخن چینی شخص نمام ، ز طفل یتیم ضعیف تر است

آزوطمع ، از آتش گرم تر است

حاجت بردن به نزد شخص بخیل ؛ از زمهریر سر دتر است

بدن شخص قانع از دریا نیاز تر است

قلب کافر از سنگ سخت تر است .

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

      حضرت علی (ع) از مردی که مرد دیگرسرش را کوفته بود و مضروب ادعا می کرد بینائی و بویائی و گویائی را از دست داده پرسش نمودند .

حضرت علی (ع) فرمود: بویائیش بدین وسیله آزمایش می شود که پارچه نیم سوزی در زیر بینی او بگیرند ، اگر همچنان در جای خود ایستاد و حرکت نکرد راست گفته ، و اگر سر را دور کرد و چشمانش اشک ریخت دروغ گفته است .

وآزمایش بینائیش بدین ترتیب انجام می گیرد که چشمانش را باز در مقابل قرص آفتاب نگه می دارند ؛ اگر بدون اختیار چشمان را بر هم زد دروغ گفته و گرنه راست گفته است.

اما گویا ئیش ، سوزنی در زبانش فرو می برند اگر خون سرخ بیرون آمد دروغ گفته و اگر خون سیاه خارج شد راست گفته است .

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

روزى هارون الرشيد در نجف به صحراى نيزارى به شكار رفت. تازى ها و فهدها (سگ و يوزپلنگ شكارى) آهوان را تعقيب مى كردند و آهوان به بالاى تل نجف(1) پناه مى بردند، تازى ها هم از آن تل بالا نمى رفتند. اين عمل چند بار تكرار شد و همين كه تازى ها عقب نشينى مى كردند آهوان پايين مى آمدند. همين كه دوباره آهوان را تعقيب مى كردند دوباره به بالاى تل خاك پناه مى بردند و تازى ها از تعقيب آن ها باز مى ايستادند.

خليفه هارون الرشيد دريافت كه بايد در اين مكان، سرّى نهفته باشد كه آهوان بدانجا پناه مى برند و تازى ها از آن بالا نمى روند. پيرمردى از اهالى آنجا را احضار كرد و راز آن را از پيرمرد جويا شد. پيرمرد گفت: براى گفتن سرّ اين تل خاك، از شما امان مى خواهم و خليفه نيز امانش داد. سپس پير مرد گفت: با پدرم به اينجا آمدم و پدرم در اين مكان زيارت نامه مى خواند و نماز مى گذارد. از پدرم سؤال كردم كه زيارت خواندن در اينجا چه مناسبتى دارد؟ پاسخ داد: با حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) براى زيارت به اينجا مى آمدم و ايشان فرمود: اينجا قبر جدش على بن ابى طالب(عليه السلام) است كه به زودى آشكار خواهد شد.

خليفه دستور حفر اين محل را داد تا به علامت قبرى رسيدند و لوحى در آنجا پيدا شد كه بر روى آن با خط سريانى دو سطر نقش بسته بود كه ترجمه آن چنين است: «اين قبرى است كه نوح پيغمبر آن را براى على(عليه السلام) وصى محمد(صلى الله عليه وآله) قبل از طوفان به هفتصد سال حفر نمود(1)». هارون اداى احترام نمود و دستور داد خاك ها را به جاى اول خود برگردانند. سپس پياده شد، پس از وضو گرفتن دو ركعت نماز خواند و با حالتى گريان، خود را به خاك و تربت آن حضرت غلطانيد.

آنگاه هارون نامه اى به امام موسى كاظم(عليه السلام) در مدينه نوشت و صحت اين مطلب را از امام موسى(عليه السلام) سؤال كرد. ايشان آن محل را به عنوان قبر جدش على بن ابى طالب(عليه السلام)تأييد كرد. سپس به دستور هارون، سنگ بنايى بر آن قبر نهاده شد كه به «تحجير هارونى» معروف شد.(2)

ممكن است مصالح ديگرى در نظر آن بزرگوار بوده كه در نظر ما پنهان باشد. از آنجمله به دليل ارادت شديد دوستان و شيعيان آن حضرت با آشكار بودن مرقد مبارك، شيعيان براى زيارت به بارگاه ملكوتى حضرت مشرّف مى شدند و باعث شناسايى ارادتمندان حضرت مى شد و واقعه شهادت حجر بن عدى و ميثم تمّار براى ديگران تكرار مى شد و لذا مخفى بودن مرقد مبارك در دوران بنى اميّه و اوائل دوران بنى عباس ممكن است باعث حفظ جان بسيارى از شيعيان شده باشد.

1  . نجف در لغت به معناى تل خاك و پشته اى است كه آب به آن نرسد.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

امام رضا عليه السلام مى فرمايد:
هفت چيز بدون هفت چيز ديگر، مسخره است  

1. هر کس با زبان استغفار کند ولى در قلب استغفار نکند، خود را مسخره کرده .
2. هر کس از خدا توفيق بخواهد و کوشش ننمايد، خود را مسخره کرده .
3. هر کس هوشيارى و احتياط در زندگى بطلبد ولى بى مبالاتى کند، خود را مسخره نموده .
4. هر کس از خدا بهشت بخواهد و بر مشکلات عبادت صبر نکند، خود را مسخره کرده .
5. هر کس از آتش جهنم به خدا پناه برد ولى خواسته هاى نا مشروع دنيا را ترک ننمايد، خود را مسخره نموده .
6. و هر کس به ياد خدا باشد ولى سرعت براى ديدارش نگيرد خود را مسخره کرده .
(در بحارالانوار هفتمى ذکر نشده است).

 

داستانهاي بحار الانوار « داستان 63»

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

حضرت موسى به خداوند عرض کرد:
کدام يک از بندگانت نزد تو محبوب تر است ؟
خداوند فرمود:
آن کس که مرا ياد کند و فراموشم نکند.
موسى عرض کرد: کداميک در قضاوت برتر از ديگران است ؟
خداوند فرمود:
آن کس که به حق قضاوت کند و از نفس پيروى ننمايد.
موسى عرض کرد:
کداميک از بندگانت دانشمندتر است ؟
خداوند فرمود:
آن کس که علم ديگران را بر علم خود بيفزايد، ممکن
است در اين وقت به سخنى برخورد که سبب هدايت او گردد و از هلاکت باز دارد...

داستانهاي بحارالانوار داستان شماره « 111»


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

تو به من احتیاج نداشتی، اما ته چشمای مهربونت یه اشتیاق پنهون بود که باعث شد، با نگاهم بگم که آغوشت رو اجابت می کنم.

وقتی سرم رو روی شونه هات گذاشتم، ثانیه ها با لبخند بهم یه دنیا آرامش دادن .

بهت گفتم :کجا بودی؟

گفتی: همین جا؛ انقدر منتظر نشسته ام، شاید دلت برام تنگ بشه

گفتم: من که همیشه دلتنگت بودم، اما نمی دیدمت

 با اخم به چشمام نگاه کردی و گفتی: تو همیشه دنبال یه وقت اضافه می گشتی تا من رو توی لحظه هات جا بدی؛ بی خبر از اینکه من یه گوشه پنهون شدم و چشم انتظارت نشسته ام تا ببینم یادت می افته یکی همیشه منتظرته؟

چشمهام دریا شد ، با محبت بهم خیره شدی و گفتی: اشک نریز، آغوش من جای زاری نیست ، بعد این چند ماه نیومدی که برام گریه کنی ، بخند؛ دلم برای خنده ات تنگ شده .

من از شرمندگی این همه محبتت فقط اشک ریختم ؛ گفتی: شرمنده نباش، من از شرمندگی تو دلگیر می شم .

گفتم : بگو چی کار کنم که منو ببخشی ؟ چی کار کنم که فراموش کنی این همه چشم انتظاری کشیدی ؟ برات چه هدیه ای بیارم تا اجازه بدی همیشه گرمای آغوشت رو با روحم حس کنم؟

گفتی : بخند ، از ته دل بخند .

با تعجب نگاهت کردم .

گفتی : من غصه های کوچیک دنیا رو دوست دارم، چون باعث می شه تو توی بغلم بنشینی و برام درد ودل کنی ،وقتی غمگین می شی ،یادت میافته که من هستم.

دلم برات سوخت، اما هیچی نگفتم، فقط التماست کردم که نری ، التماست کردم که حالا که من اومدم تو تنهام نذاری؛

محکمتر فشارم دادی و بهم گفتی : دیوونه ، من تموم لحظه های خوب و بدت کنارت بودم ، توی همه ی شادیهات بهت لبخند زدم و با تموم اخمهات دلگیر شدم، چه جوری حالا که توی بغلمی تنهات بذارم.

مهر رو بوسیدم ، گرمای گونه هات رو حس کردم ، برات جسمی تصور نکردم اما گنجایش فکر زمینی من، از تو یه آغوش گرم ساخت که امشب پناهنده اش شدم .

تا همیشه توی آغوشت قایمم کن که مامورهای دنیا، برای دیپورت کردنم  منتظرن .

دوستت دارم خدایا

ممنونم که امشب سر سجاده، روی بوم روح مشوشم ،یه دنیا آرامش نقاشی کردی

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

حواست باشه که سرمایه ای رو که خدا بهت داده به جای اینکه برای سعادت ابدی خرجش کنی، در راه کسب بدبختی اخروی به کار نبری که این یعنی خسران! قبل از اینکه چشمهاتو واسه همیشه ببندی و فرصت عمل رو از دست بدی به فکر خودت باش و بدون که ارزش وجود تو خیلی بیشتر از اینه که بخوای با چیزای بی ارزش و محدود کوچیکش کنی


پاورقی:اگه یه وقت یه چیزی رو نفهمیدی، سعی نکن انکارش کنی!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

 

کویر انتهای زمین است؛ پایان سرزمین حیات است. در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکم و از آنست که ماوراء الطبیعه را در کویر به چشم می‌توان دید، می‌توان احساس کرد و از آن است که پیامبران همه از اینجا برخاسته‌اند و به سوی شهرها و آبادیها آمده‌اند.

در کویر خدا حضور دارد!

این شهادت را یک نویسنده رومانی داده است که برای شناختن محمد(ص) و دیدن صحرایی که آواز پر جبرئیل همواره در زیر غرفه بلند آسمانش به گوش می‌رسد و حتی درختش، غارش کوهش، هر صخره سنگش و سنگریزه‌اش آیات وحی را بر لب دارد و زبان گویای خدا می‌شود، به صحرای عربستان آمده است و عطر الهام را در فضای اسرار آمیز آن استشمام کرده است.




نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم مهر 1391 توسط علی خلیفی صل

خرید سریال کره ای